حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
92
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
و شأن ايران در آن برهه از زمان است . اقدامات مؤثر والى فارس و سركوب قاطع شورشگران در بندر عباسى و مضافات و تجديدنظر كلى در نحوه استقرار نظام ادارى در اين منطقه مهم و عزم جدى دولتمردان در بازنگرى در اين امر ، شرايط دشوارى را براى امام مسقط ايجاد كرد و چارهاى جز تسليم در برابر ايران و مذاكره مستقيم با دولتمردان قاجارى پيش روى او نگذاشت . از اينرو تصميم گرفت شخصا با والى فارس مذاكره كند . در اين ميان ، كارگزاران انگليسى كه از تجديد روابط حسنه ايران و مسقط نگران بودند ، امام مسقط را تحريك و تشويق به حمله نظامى به بندر عباسى و مذاكره نكردن با ايران كردند . اخبار اين حوادث به دار الخلافه تهران رسيد و وزارت امور خارجه ايران طى يادداشتى به مورخه 13 ذى قعده سال 1271 ق . اعتراض خود را مبنى بر دخالت باليوز بوشهر در امور ايران و جانبدارى انگلستان از امام مسقط ابراز كرد . ( س . 25 ) سفارت انگلستان در تهران طى جوابيهاى ضمن بر شمردن مطالبى كه حكايت از حمايت تلويحى از امام مسقط است ، زيركانه از دولت ايران مىخواهد كه حق امام مسقط را در بندر عباسى به رسميت بشناسد و مطابق رسم قديم دست او را در امور بنادر ايرانى باز بگذارد . سفير انگلستان در تهران ابتدا ضمن تهديد جدى ايران مىنويسد : « امام مسقط در بحر العجم كشتىهاى جنگى دارد و دولت ايران ندارد لهذا هرگاه در هر جا بخواهد حمله بياورد و از براى امام مسقط ممكن است و در مقابل از براى دولت ايران ممكن نيست . » او زيركانه ادامه مىدهد كه : « راست است كه مملكت ايران بزرگ است و ولايت امام مسقط كوچك است و ليكن دليل بر اين نخواهد بود كه از نزاع امام مسقط منفعت به دولت ايران باشد . شير از جنگ با زنبور منفعتى نمىبرد . » سفير انگلستان در پايان نتيجه مىگيرد كه : « كدام از براى ايران مفيدتر است كه باز بندر عباس را در اجاره امام مسقط بگذارند از براى باج معين و به اين جهت همهء تجارت جنوب مملكت ايران منظم باشد يا اينكه چندين صد هزار تومان و چندين هزار نفس هر سال تلف بشوند در پوشش بيرون كردن امام مسقط از بندرى كه هوايش به حدى متعفن است كه احدى از آن به هيچ وجه در آنجا در تابستان نمىتوانند زيست نمايند و احتمال چندين هزار تومان مخارج و خسارت هم دارد در محاصره شدن بندر ابو شهر و مسدود شدن راه تجارتى همهء جنوب ايران . » ( س . 26 ) انگلستان در اين مقطع زمانى به شكلى جدى وارد مناقشه شد و چنانكه از آخرين جملهء سفير انگلستان برمىآيد ، تهديد به مسدود شدن يا مسدود كردن راه تجارتى همه جنوب ايران كرد . حمايت آشكار انگلستان از امام مسقط موجب شد طرح مذاكره متوقف شود . لشكركشى دريايى مسقط علّيه بندر عباسى اين بار با فراخوان همه نيروها و با استفاده از چندين فروند ناو جنگى انجام شد « 1 » و در حمله اول توانستند بندر عباسى را اشغال كنند . خبر تهاجم نيروها به شيراز رسيد و والى فارس فرزند خود « عبد الباقى ميرزا » را مأمور فتح عباسى كرد . ميرزا حسن فسايى در اينباره مىنويسد : « نواب و الا ، مؤيد الدوله در خيال تدارك افتاد و فرزند ارجمند خود ، نواب عبد الباقى ميرزا را مأمور به فتح عباسى فرمود و دو فوج سرباز همدانى و عرب به سرتيپى عبد اللّه خان صارم الدوله قراگوزلو و رضا قلى خان عرب و چهار ارابه توپ در خدمت نواب معزى اليه از راه فسا و داراب و سبعه ، روانه مقصود نمود و به فرمان اولياى دولت جاويد عدت ، محمد حسن خان سردار ايروانى ، والى مملكت كرمان ، عبد الحسين خان ميرپنج پسر خود را و امام قلى خان و رستم خان سرهنگ و دو فوج مخبران قراگوزلو همدانى و سه هزار خروار غله براى سيورسات ، از كرمان ، روانه بندر عباس نمود و از نواحى ايسين و تازيان به سپاه نواب عبد الباقى ميرزا پيوسته ، در اوائل ماه ربيع الاول اين سال ، در نيم فرسخى بندر عباس نزول نمودند و پيغام براى صيد سوينى كه مغرور به مال و رجال استحكام برج و باروى بندر بود ، اعتنائى به اين پيغام نفرمود و بيست و پنج ارابه توپ بزرگ و كوچك كه از مسقط آورده بود ، بر فراز برج و بارو كشيد و چهار كشتى بزرگ كه در هر يك بيست ارابه توپ بود ، در برابر بندر بداشت و آمادهء جنگ گرديد و نواب عبد الباقى ميرزا در روز هشتم آن ماه ، آغاز جنگ فرمود و از طلوع صبح تا هنگام غروب آفتاب ، بازار پيكار رواج داشت و چون نواب معزى اليه قصد رجوع به اردوگاه نمود ، سربازى به راه غلط افتاد و چون خود را پهلوى سنگر دشمن بديد ، شروع در دويدن نمود و جماعتى از سربازها كه دويدن او را بديدند به گمان آنكه به حكم يورش مىدود آن جماعت نيز در پى او افتاده دويدند و چون نواب عبد الباقى ميرزا چنين ديد ، آن هم به گمان يورش افتاده ، به حمايت سربازان حركت نمود و از جانب قلعه بندر ، تنور توپ و تفنگ را گرم نمودند و تا چهار ساعتى از شب ، جنگ ، پيوسته بود و دروازه ايسين در تصرف سپاه ظفر پناه درآمد و اعراب مستحفظ دروازه و بارو ، فرار كرده ، به عمارت ولنديزى كه از ابنيهء جماعت ولنديز فرنگستانى و به منزله ارگ بندر است ، رسيدند و سرباز در عقب آنها ، جمعى را كشته ، پارهاى را زخمدار نمودند و دو ارابه توپ و يك ارابه خمپارهء فرنگى به دست رستم خان سرهنگ افتاد و سرباز ، سه جانب عمارت ولنديزى را احاطه نمود و صيد سوينى با جمعى از خواص خود ، از درب عمارت ولنديزى كه نزديك دريا بود ، درآمده ، خود را به كشتى رسانيده ، آسوده گشت و نزديك به سيصد نفر عرب در عمارت ولنديزى محصور شدند و روز ديگر ، سپاه منصور به قهر و غلبه ، ولنديزى را گرفتند [ و ] تمام آن سيصد نفر را بكشتند ، مگر چند نفرى كه خود را به دريا رسانيده ، غرق شدند و عدد كشتههاى سپاه مسقط از سه هزار نفر بيشتر در شماره آمد و اعرابى كه در شميل و ميناب بودند ، احمد شاه خان كلانتر ميناب را با خود به جزيره قشم
--> ( 1 ) . تاريخ مسقط و عمان . . . ، پيشين ، ص 117 ؛ فارسنامه ناصرى ، پيشين ، ص 803 .